پنجشنبه 29 بهمن ماه سال 1383
به من زنگ زده میگه : مبارک.میگم : چی چی؟میگه : تولدتان.میگم : آهان اصلا یادم نبود تولدم بوده.از بس برام مهم نبوده.میگم : ولی عجب سورپریزی بودا!میگم: تو از کجا میدونی پارسال هم برام ای میل زده بودی میگه از خودتون پرسیدم اون روز هم گفتی مگه اهمیتی داره.میگم راست میگی عجب جالبی ها!دیشب داشتیم با همسرم از خونه مادرش بر می گشتیم گفتم خلاصه اگه بخوای از حالا کادو را بخری همین الان حاضرم بریم بپسندم ها.میخنده میگه نه نشد قرار نیس تو به یادم بیاری الان بریم سوگواری ایام شهادت امام حسین(ع)بعد فردا وقتی اومدم خونه اونوقت می بینی که لازم نبود یاد آوری کنی.میخندم میگم مثل همیشه.خوبه من خیلی اهمییت نمیدم و برام بازیگوشیه وگرنه.........
خدا بیامرزد معصومه خانوم پیرزن همسایه مون را که در عین غربت پریشب مرده و تا امروز صبح کسی مطلع نشده امروز همه پیرزن و پیر مردای کوچه مون به خاطر غربت پیر ها گریه میکردند
خدا بیامرزد معصومه خانوم پیرزن همسایه مون را که در عین غربت پریشب مرده و تا امروز صبح کسی مطلع نشده امروز همه پیرزن و پیر مردای کوچه مون به خاطر غربت پیر ها گریه میکردند



