FIF09 Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
دوشنبه 31 مرداد ماه سال 1384
اشک چیز خوبیه.دل آدم شفا پیدا میکنه.انسان جریان پیدا میکنه و از سکون خارج میشه.کاش می شد همیشه اشک ریخت.ولی گاهی اوقات غرور من و شما مانع میشه اشک بریزیم.اونوقته که یه نیزه بر میداریم و نمی دونیم
یکشنبه 30 مرداد ماه سال 1384
هنوز که نرسیده.چشمم به راهه.خدایا به سلامت دارش.
آره من می نشینم تا او به وکالت از من بره اینور و اونور گردش . اگر خودم میتونستم آزادانه برم مسافرت و مجبور نبودم پاسخگو باشم وضع فرق می کرد.اینم از امنیت جامعه ما.جالبه.همسر یک زن میتونه به او بفرماید میتونی بری سفر و بعد هر گاه دلش خواست بهش تهمت بزنه که حب من از کجا بدونم جنابعالی کجا بودین؟
   1      2      3      4      5      6      7      8      9      10    >>
-->