خدایش بیامرزد مادر بزرگم را،که آنقدر جلوی من به بیمار گفت نچاق که من هم به مرغ پا شکسته ام بگویم نناق و باعث خنده اطرافیان شوم
جمعه 29 مهر ماه سال 1384
پنجشنبه 28 مهر ماه سال 1384
رها جون ممنون .ملیکای عزیز متشکر.شاید روزه منو برده.شاید همه آدما دوران هایی این چنین داشته باشن.مطمئنم دچار شنوایی هایی از ذهن سرزنشگر شده ام.این روزا همین قدر پریشانم.که اینها